بنام خدایی که کوروش را آفرید
درود برشما دوستان
امید وارم نماز و روزه شما مسلمانان به ویژه ایرانیان سرزمین خورشید مورد قبول خالق باشد
دوستان در پست جدید مسابقه حتما شروع خواهد شد(انجمن شاعران مرده)
**********************
ادامه داستان....
یقه اش را گرفت ،گفت:این چه معرفی ای بود که به من کردی ؟!حرف
تو غلط از کار درآمد.هاتف گف:مگر تو چه کردی؟گفت:به همان جا
رفتم،نشانیها درست بود و من نقطۀ مورد نظر را پیدا کردم.تیر را به
کمان کردم و اول به طرف قبله به قوِِّت کشیدم.هاتف گفت:من کی چنین
به تو گفتم؟تو از دستور من تخلف کردی. من گفتم تیر را به کمان
بگذار،هر جا که افتاد همان جا گنج است؛نگفتم به قوّت بکش. گفت:
راست می گویی. فردا با بیل وگلنگ و تیر و کمان رفت،تیر را به کمان
گذاشت. تا تیر را رها کرد،پیش پای خودش افتاد.زیر پایش را کند دید
گنج همان جاست .می گوید:
آنچه حق است اقرب از حبل الورید
تو فکندی تیر فکرت را بعید
ای کمان و تیر ها بر ساخته
گنج نزدیک و تو دور انداخته
نویسنده: مسعود
**********************
يا رب دل پاک جان آگاهم ده
آه شب و گريه ي سحر گاهم ده
در راه خود اول زخودم بيخود کن
بي خود که شودم زخود به خود راهم ده
الهي يکتاي بي همتايي قيور و توانايي
بر همه چيز بي نايي
در همه حال دانايي
از عيد مصفايي از شرک مدرايي
اصل هر دوايي
داروي دل هايي
به تو رسيد ملک خدايي
خداوندا قسم بر اخترانت
به حق حرمت پيغمبرانت
به راز گنچه نشکفته در باغ
به درد لاله بنشسته با داغ
به پاکي زلال چشم ساران
به عمر کوته يک قطره باران
خداوندا،خداوندا،قسم بر پاک بازان
بلند آوازگان سرفرازان
مرا از اين خود پرستي ها رها کن
چنان انديشه اي بر من عطا کن
که تغديري که از آن نا گذيرم
توانم جبر و بحرش را پذيرم
و يا عزمي چنان پيگير بخشم
که نا تغدير را تغدير بخشم
توانايي ده اي باني تغدير
که بشناسم زهم تغدير رو تدبير
الهي،الهي نام تو ما را جواز
مهر تو ما را جهاز
شناخت تو ما را امان
لطف تو ما را عيان
الهي،الهي ضعيفان را پناهي
قاصدان را بر سر راهي
مومنان را گوهي
چه عزيز است هر آن کس که تو
خواهي
نویسنده : علیرضا علیزاده
**********************
صداش کن،با تمام وجودت و با تمام احساس اونو
فرياد بزن.تو رو مي بينه،صدات رو مي شنوه و تو رو
فقط به خاطر اين که هستي،وجود داري،از بين همه
مخلوقاتش تو رو لايق دونسته که جانشين اون روي
زمين باشي،که رسالتش رو دوش تو باشه.
صداش بزن،ازش بخواه وجودت رو با عطر يادش
سيراب کنه.دستاشو محکم بگير،با تمام وجودت او نو
حس کن.تو رو اون جايي مي بره که بهترينه،اون برات
بهترين ها رو مي خواد.
بي انصافيه که تو چيزي غير از اين بخواي،تو
اين طوري فکر نمي کني؟!!!با خودت رو راست باش.
در جست و جوي نور باش،نور رو مي يابي،مطمئن باش.
نویسنده : محمد
**********************

**********************
پایان