تبليغاتX
انجمن شاعران مرده

انجمن شاعران مرده

آدم حیوانیست دوپا انسان بودن شرط است

 

    بازهم بنام او ...   

درود خدا بر شما دوستان آریاییم

 

امروز تصمیم گرفتم درمورد ایران سرزمین عزیزمان مطلب بنویسم

خوب چرا ایران؟چرا شد ایران؟چرا از اسم مونث استفاده شد؟

فقط یک دلیل داره چون مادر سرزمین سرزمین هاست.

حالا چرا گذاشتن ایران؟چرا اسم جمیله یا ...براش انتخاب نکردند؟درکتیبه آمده در تمام

اسم های زن یا همان اسم های مونث ایران با عظمت تر،قدرتمند تر،سنگین تر می باشد

به همان دلیل نام بزرگ ایران را برای سرزمین ما انتخاب کردند.دوستان ببنید چقدر افراد

بیسواد مملکت ما رو در دست گرفته.آقای...می خواست اسم ایران رو عوض کنه می گفت

ایران اسم زنونه است.شانس آوردیم ملل اجازه نداد وگرنه حتما یک اسم عربی براش 

انتخاب میکردند.

بگذریم مثل این که ما دوست داریم برای خودمون در دسر درست کنیم.نمی دونم چی میشه

یکهو میرم سراغ مسائل سیاسی.خلاصه...کوزه پرید تو کاسهشرمنده دوستان که من

همش شوخی میکنم آخه تو این چند روزه یک اتفاقاتی برام افتاده که زندگیم پراز شادی

شده و دست خودم نیست بازم منو ببخشید.دوستان این حق ما ایرانی هاست که شاد

باشیم،زندگی کنیم(البته از راه درست)این جمله را آوردم چون بعضی از دوستان نظرهای

خصوصی میفرستند و از جملات من برداشت بد می کنند گفتم از راه درست تا بفهمند

که منظورم اونی نیست که تو مغزشونه.راستی در این جا جاداره از تمامی دوستانی که

به ما نظرهای خصوصی و معمولی می دهند تشکر کنم بخدا رقم های نظرات خصوصی

خیلی بالاست همه هم از ما انتظار دارند که در وبلاگشان نظر بدهیم.خواستم بگم اگه 

کمی دیر در وبلاگتان نظر میدهیم به بزرگیه خودتون ببخشید.

داشتم میگفتم این حق ماست که زندگی کنیم،شاد باشیم چون ایرانی هستیم.یک وقت

انجمن غم شما دوستان رو نبینه OK وقتی میرم بیرون تا کمی از تنهایی در بیام با دیدن

زن و مردهاو دختروپسرهایی که فقط برای سیر کردن خودشون از مردم طلب پول میکنند

حالم گرفته میشه برمیگردم خونه.اون وقت آقایون می خواستند حقوق بشر رو بگیرند تو 

دست خودشون.خیلی جالب مردم خودمون از نداری میمیرند اون وقت میخوان به جهانیان

کمک کنند.هیچ از قانون حقوق بشر خبر دارید فکر نکنم ولی من براتون سه تا شو میگم

تا برید حالشو ببرید

قانون سه حقوق بشر :همه مردم حق زندگی کردن دارند

قانون شش حقوق بشر : همه مردم باید غذا و پناهگاه داشته باشند

قانون بیست و یک حقوق بشر : همه مردم باید از آموزش پرورش بهرهمند بشوند

خوب وجدانا کدوم از این ها توی ایران یا آمریکا اجرا میشه که انقدر خودشون گنده کردند

قبول دارم باز آمریکا بهتر از ایران عمل میکنه ولی هر دو شون یک ... هستند

آمریکا رو هم کشوندم وسط تا اون آقایون که نظر خصوصی می دهند خیال نکنند که من

به قول خودشون منافق هستم . خدایی شدیم آخر سیاست.این جاست که داریوش میگه

ای گل تازه

ای گل تازه که بویی زوفا نیست تو را

خبر از سرزنش خال جفا نیست تو را

ما اسیر غم خود،رحم چرا نیست تو را

ما اسیر غم،اصلا غم ما نیست تو را

جان من سنگ دلی،دل به تو دادن غلط است

رفتن اولی است زکوی تو ده غلط است

بشنو پند و مکن قصه ی دل آزرده ی خویش

ورنه بسیار پشیمان شوی از کرده ی خویش

این دکلمه یکی از آهنگای داریوش بود که بسیار زیباست دوست ندارم بگم که این شعر

در مورد چیه ولی مجبورم برای همون آقایی است که بعد از امام خمینی وعده هایی داد

که هیچ کدوم انجام نداد حالا هم برای ما شده نایب صاحب الزمان،بلخره اون روزی که باید

بیاد میاد.اون وقت ماهم حرفی برای گفتن داریم.این چیزی است که خالق در وجود ما نهاده

فقط انتظار.بلخره روزی رستاخیز فرا میرسه سیمرغ هم بیدار میشه و از قله دماوند ما را

صدا میزنه تا از تاریکی که خودمان به وجودش آوردیم بیرون بیایم

(امید به ظهور امام شیعیان)

یا حق

علیرضا علیزاده

 

**************************************

به کجا چنین شتا بان ؟

گون از نسیم پرسید.دل من گرفته زاینجا

هوس سفر نداری زغبار بیابان ؟

همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم

به کجا چنین شتابان ؟

به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم

سفرت بخیر اما تو و دوستی خدا را

چو از این کویر وحشت به سلامت گذشتی

به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را

شاعر : شادی ایمن زاده

 

**************************************

 

نمی خواهم بمیرم  تا محبت را به انسان بیاموزم 

 

بمانم تا عدالت را بر افروزم. بیفروزم خِرد را،مهر را،

 

تا جاودان بر تخت  بنشانم. به پیش پای فرداهای بهتر گل برافشانم.

 

چه فردایی،چه دنیایی!

 

جهان سرشار از عشق و گل و موسیقی و نور است...

 

نمی خواهم بمیرم ای خدا! ای اسمان ! ای شب!

 

نمی خواهم،  نمی خواهم، نمی خواهم،

 

نویسنده : مسعود

ایمیل :molavi_1984

 

**************************************

 

 

بر گزیده اثار جبران خلیل جبران

زندگی بدون عشق، به درختی می ماند بدون شکوفه و میوه . عشق بدون زیبایی ،به گل هایی می ماند بدون رایحه و به میوه هایی که هسته ندارند...

زندگی عشق و زیبایی، یک روحند در سه بدن که نه از یکدیگر جدا می شوند ونه تغییر می کنند .

فقط عشق ِ ادم ِ کور است که نه زیبایی را درک می کند و نه زشتی را.

خوشبختی بشریت زادِِِۀ قلب حساس زن است ، و در احساسات اصیل روح او است که احساسات

روح های انسانی زاده می شود.

تنها منم که در توآن نادیده را دوست می دارم.

قلب زن با گذشت زمان و تغییر فصل ها، تغییر نخواهد کرد؛حتی اگر برای همیشه بمیرد ،هرگز

از بین نمی رود

هر مردی دو زن را دوست دارد؛یکی زاییدۀ خیال اوست ،و دیگری هنوز به دنیا نیامده.

هنگامی که عشق می ورزید می گویید:خدا در دل من است

بلکه بگویید :من در دل خدا هستم.

 

نویسنده : محمد

ایمیل : mohamad_azad55

 

 

 

پایان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 15:14  توسط مردي از آريا  |