تبليغاتX
انجمن شاعران مرده

انجمن شاعران مرده

آدم حیوانیست دوپا انسان بودن شرط است

 

به نام یزدان پاک

به نام مولایم علی

به نام آهن و گندم

به نام خاک پاک ایران زمین

 

عید غدیر خم را  تنها به ابر مرد شیعه آقا امام زمان سوار مرد حق را تبریک عرض می کنم
سلامت و جاوید باشید مولای من که در انتطار شما می نشینم برای شکست اهریمن

 

به قول استادم  داریوش اقبالی

من مسلمان زاده ام و هی هات که نیز
نیزه کفار به دیدم که به قرآنم رفت

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 1:32  توسط مردي از آريا 

 

بنام مولایم علی

سلام و درود خدمت یاوران همیشه مومن ، به زودی آلبوم استاد داریوش اقبالی به نام سال صفر به بازار

خواهد آمد و این آلبوم باعث شد کمی در مورد شعر آن اندیشه کنم امیدوارم مورد قبول شما سروران

باشد

سال صفر حکايت عبور از سال دو هزار است ، حکايت انسان از معنويت گم شده و تن به غريزه
سپرده!...
شاعري که در ترانه ي سال 2000دغدغه و نگراني حرکت عقربه هاي ساعت و بروز فاجعه را
دارد،در ترانه ي سال صفر در سالي که که انسان به اوج بي حسي و بي زباني مي رسد ، از گم
شدن عقربه ها وصفحه هاي خالي ساعت ها سخن مي راند! در حقيقت اين دوترانه از هم
ارزي معنايي زيبايي برخوردارند و در ترتيب زماني منظمي سروده شده اند بنابراين بي سبب
نيست اگر به هم پيوند مي خورند و گاه با هم تفسير مي گردند

زمان بي زماني است
رجعت ثانيه شمار
شعله وراز تقويم هاست
حريق سال دوهزار


با سوختن تقويم ها ديگر نيازي به ساعتها نيست ، نيازي به عقربه هايي که يادآور گذشت زمان
هستند هم نيست. زمين سوخته مي تواند نمادي از انسان امروزي باشد که از گوهر ناب
خويش و از دريايي که حيات بخش است و زندگي ساز و از رنگ آبي که نشان از امنيت و تکامل
معنوي انسان دارد ، دور مانده است!

در همه جاي کهکشان
چه مانده از زمين نشان
سياره اي سرد و سياه
در ناکجاي آسمان

زميني که بيشتر آن را تاج کهکشان مي ناميدند ، حال مثل سياره اي سياه و سرد مي ماند که در
گوشه پرتي از آسمان زندگي مي کنه که اين مساله اشاره ي روشني است به تنهايي
انسان و دور افتادن او از صحنه هستي است.سياهي کنايه از اندوه و مرگ دارد زمين غمگين
و مرده است و سردي آن نيز از دوري خورشيد است خورشيدي که نشان از روشنگري و خرد
دارد خورشيدي که اميد بخش است

بعد از حريق و انفجار
فرونشستن غبار
به سال صفر مي رسيم
درپي سال دوهزار

در اين بخش شاعر به شناساندن فضايي مي پردازد که تا کنون توصيفش نموده است و آن را
سال صفر مي نامد
اين بيت ما را به بيت نخست ترانه پيوند مي دهد ، تقويم هاي شعله ور وبي زماني يعني ((صفر))!انگار که تمامي صفحه هاي تاريخ يکي يکي رنگ مي بازد واز ميان مي روند تا ما با انساني
بي حافظه و بي تاريخ مواجه گرديم

در بي زماني زمين
انسان به پايان مي رسد
جاي رسيدن به خدا
به ذات حيوان مي رسد

ودر اين ميان انسان زمين سوخته ي از ميان رفته به پايان خويش نزديک مي شودانساني که
از جايگاه عالي خود به سقوطي بزرگ مي رسد به انحطاط معنوي به غرايز مادي و حيواني

در بي زميني زمان
دربي زماني زمين
به صفر رجعت کرده ايم
از اوج انسان تا جنين

ايماژهاي زيباي بي زميني زمانو بي زماني زمين بسيار به جا بکار رفته اند! ايماژهايي که
در عين نزديکي با يکديگر تقابل هستند!زمان و زمين ديگر يکديگر را نمي خواهند. زمين
در سکوتي ابدي فرورفته است و اين ايستايي ناشي از فقدان زمان است زماني که باني حرکت و
تغيير و زنده بودن است و با انساني مواجهيم که از اصل فکري و معنوي خويش دور شده است و
به زمان پيش از ميلاد خود رجعت کرده است

از هيچ مطلق از عدم
از بي نهايت زير صفر
از آن سوي سال سقوط
تا عصر بي تدبير صفر

اين بيت ما را بي اختيار به سمت بيت هاي آغازين ترنه سال 2000 رهنمون مي گردد

سال سقوط سال فرار
سال گريز و انتظار
فصل شکفتن فلز
سال سياه دوهزار
سال ....

واين هم ارزي دوترانه به اين سبب است که ما دريابيم سال صفردر حقيقت در امتداد سال 2000
از راه مي رسد سال سقوط سال 2000هماني است که بيشتر هشدار آمدنش را از شاعر
شنيده ايم و حالا در اين فکر باشيم که سالي مهمتر وبدتري آمده سال صفر

يک نقطه از خط عدم
از قطره ها آمده ايم
رسيده تا عرش خدا
سر به ستاره زده ايم

در اين دوبيت به شباهتهاي ميان تمامي انسانها پرداخته شده است به اين که همه از يک ريشه
و اصل هستند و روح معنوي از همان آغاز آفرينش در همه آنها دميده شده است

روييده بر خاک عدم
خاکستر ويرانه ها
افتاده دور از اصل خويش
تنها ترين دانه ها


روايت اين دوبيت در حقيقت حکايت همان مرداب و کويري است که از ذاتپاک خود دور مانده است

مرداب
ميون يک دشت لخت
زير خورشيد کوير
مونده يک مرداب پير
توي دست خاک اسير

کوير
من کويرم اي خدا
با حسرت يه قطره آب
يه عمره که دريا رو
از دور مي بينم توسراب

انساني که آنقدر به زمين دنياي مادي دل بسته که آسمان (عرفان)را از ياد برده و به عميق جاي خويش سقوط کرده

روييده بر آوار خويش
هر لحظه در تکرار خويش
يک نقطه ما بين دو مرگ
در گردش پرگار خويش

نظير چنين اعتقادي را درترانه تقدير نيز شاهد هستيم

آدم خيلي حقيره
بازيچه تقديره
پل بين دومرگه
مرگي که ناگزيره

سرنوشت انسان اين است که در مداري بين دو مرگ تولد و پايان زندگي مدام در گردش است

از صفر مطلق آمده
تا بي نهايت مي رويم
اما به بيراهه ي تن
به صر مطلق مي رسيم

انساني که در سال صفر به تفسير کشيده مي شود همان مردابي است که مي گويد

من همونم که يه روز
مي خواستم دريا باشم
مي خواستم بزرگترين
درياي دنيا باشم

اما عاقبت تصويري که انسان از دورنماي تکامل معنوي خود در ذهن مي پروراند،درنهايت با از
دست دادن خواص عالي انسانيش او را به غرايز مادي و پوچي مي کشاند

چشم من به اون جا بود
پشت اون کوه بلند
اما دست سرنوشت
سر م را يه چاله کند...آه

نمونه ي کامل چنين تصوير سازي هايي را بيش تر در بيتهاي بالا از ترانه مرداب خوانده ايم

راهي اوج قله ايم
قله بهانه ساز ماست
اما نهايت سفر
نهايت نياز ماست

واژه هاي قله و کوه در ترانه هاي ار دلان سرفراز هميشه نشان از اميد و عشق لايزال دارند
اما گام هاي انسان در سفري که براي رسيدن به قله در پيش گرفته است چندان استوار نيستند
چنان که در بيت بعد مي خوانيم

حريص اوج خواستنيم
جرات گفتن نداريم
واسه عبور از پل تن
پاي گذشتن نداريم

با آنکه انسان از کمال انسانيش تصاوير زيبايي را در ذهن مي پروراند اما براي گذشتن از
وابستگي هاي مادي چون مرداب پاي در خاکي دارد که ايستايي و سکون توان حرکت به سوي
زندگي معنوي را از او سلب نموده است

به فکر تسخير فضا
آتش به خاک مي زنيم
اين پل پشت سر ماست
که بي خبر مي شکنيم

در جنگ متقابل انسان و طبيعت کسي برنده ي ميدان نيست!پیشرفت هاي علمي چشمگير در
ازاي کاستن عمر طبيعي! و انسان ناگاه خود نيز نمي داند که اين خيانتي است به خود او

از صفر تا سال سقوط
رفتيم دنبال سقوط
پروازمان کوتاه بود
پرواز بر بال سقوط

پرواز عرفاني که نمادي از رهايي و رستن از بند دنياي است،با بال هايي که از بار سقوط معنوي
سنگين هستند،امکام پذير نيست و بي شک پرواز کوتاه عمر خواهد بود!بهره گيري چند باره از
واژه سقوط در اين بخش از ترانه نشان از تاکييد هر چه بيشتر شاعر بر اين سقوط دارد
و خلاصه ترانه با دکلمه اي کوتاه به پايان مي رسد

رها شدن در چاه تن
تقدير آدم نيست
اما تنها غير از همين معنا
تفسير آدم نيست

اگرچه شاعر،انسان پاي گل را انسان کاملي نمي داند و اسارات را حق او برنمي شمارد اما
در هلاکت و تاريکي که انسان با اراده ي خويش به آن تن در داده است جز اين به گونه ي ديگري
نمي توان او را تفسير کرد

نقل از کتاب سال صفر

 

وحرف آخرمن

سال صفر سال هيچ است سال به هيچ رسيدن،هيچ شدن پوچ گرايي،سال شک و ترديد به
همه چيزهايي که تاکنون به داشتن آنها دلخوش بوده ايم!سال خالي ها-تهي ها-تنهايي هاي يخ زده
و مرده!سال بن بست هاي بي بازگشت عقربه هاي آب شده ودهم ريخته ساعتها،به
به خواب رفتن زمان و زمين که تصاوير ايستاي سراسر اين ترانه به خوبي فقدان زمان را به تصوير
کشيده اند

بدرود

علیرضا علیزاده

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 18:28  توسط مردي از آريا  | 

 

به نام خدا 

هو علی مدد ما که خسته ایم

هو علی مدد دل شکسته ایم

مرغ حقیم ما تا به حق رسیم

حق و حق زنیم هوهو کنیم

 هو علی مدد هر چه بادا باد

مرده زنده باد زنده مرده باد

 مرغ حقیم ما تا به حق رسیم

حق و حق زنیم هوهو کنیم

 ای دل ای دل ای نعره میزنیم

ای امان امان جامه می دریم

 مرغ حقیم ما تا به حق رسیم

حق و حق زنیم هو هو کنیم

 دانلود آهنگ هوعلي مدد از استاد داريوش اقبالي كه در زمان شاه پهلوي خواندند


شهادت امير مومنان مولا علي (ع) را به آقاي امام زمان تنها ابر مرد شيعه و تمامي پيروان راه حق تسليت مي گوييم

مردان آريا

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 15:9  توسط مردي از آريا 

 

 

 

به نام خداوند بخشنده مهربان

آنکس که مرا روح و روان بود پدر بود ، آنکس که مرا راحت جان بود پدر بود

افسوس که رفت از سرمان سایه رحمت ، آنکس که برایم نگران بود پدر بود

با نهایت تاسف و تاثر درگذشت پدری مهربان و فداکار مرحوم مغفور شادروان

حاج عباس علیزاده ثابتی

بزرگ خاندان علیزاده ثابتی

را به استاد عزیزم و مدیر گروه هنری مردان آریا علیرضا علیزاده تسلیت می گوییم

روحش شاد

از طرف سلطان ، بوف ، مسعود ، محمد ، میلاد ، کوروش و هادی مشرقی

عضو گروه مردان آریا

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 5:32  توسط .:میلاد:.  | 

 

به نام خدا

حافظ به ما چنین گفت

           به دور لاله قدح گیرو بی ریا باش             

                                               به بوی گل نفسی ، همدم صبا می باش

         که همه ساله می پرستی کن

                                             ۳ ماه می خور ۹ ماه پارسا می باش

         سخنی با دوستان گروه

یاران ما باید ریا و تزویر را از وجودمان پاک کنیم ، اگر محمبت می کنیم باید خالصانه باشد ، اگر کاری کاری برای دیگران انجام میدهیم برای رضای خدا باشد ، اگر دنیا مشکل ساز است ما مشکل گشا باشیم تا دیگران محبت شما را بدانند و به کمک ما بشتابند و دلشان به محبت ما گرم شود


درود بر دوستان عزیز و سروران بنده که همیشه با نظرات گرم شما مارا خشنود می سازید

سحر که حکم قاضی برد به سنگسارت نماز عاشقی را به خون دل وضو کن ، سوار خواهد آمد

آری سوار خواهد آمد ، او نه نژاد پرست است ، نه پول پرست و نه عرب پرست و نه دیکتاتور ؛ او خواهد

آمد یقین دارم ، چرا که دلم با اوست ، چرا که برای او زنده ام ، برای او می خندم ، برای او می گریم و

برای او می جنگم و برای او میمیرم

عزیزان ما دست بسته و تنهاییم اگر لازم باشد برای مردم داغدار و دل شکسته ام حتی دست به گدایی

هم میزنم ، حتما در پست های آینده از فعالیت گروه بیشتر توضیح خواهیم داد . البته به کمک شما

سروران احتیاج داریم و تنها کمک شما دعای خیر شما است که مثل کوهی بلند و استوار از ما حمایت

خواهد کرد ، امیدوارم بتوانم بالاترین عبادت را که خدمت به خلق است انجام دهم ، سحر نزدیک است

شادی و پایکوبی بر من حرام باد

تفریح و عیش و نوش بر من حرام باد

شکم سیر و مفت خوابیدن بر من حرام باد

خود بین و خود گویی بر من حرام باد

تا زمانی که توانم شادی و پایکوبی را به مردم برگردانم

تا زمانی که لبخند ها را به غمگین شدگان برگردانم

تا زمانی که شکم گرسنه ای را سیراب کنم

تا زمانی که توانم همه را دوست بدارم

درپناه خالق یکتا

یا علی

علیرضا علیزاده

دانلود آهنگ زیبای استاد داریوش اقبالی به نام سوار خواهد امد برای آقای امام زمان

دانلود کلیپ دنیای این روزای من از استاد داریوش اقبالی

دنیای این روزای من هم قد تنپوشم شده...

اینقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده!!!

دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده

تنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده!!!

هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم

آینده این خونه را با شمع روشن میکنم...

در حسرت فردای تو تقویمو پر می کنم

هر روز این تنهایی رافردا تصور میکنم!!!

هم سنگ این روزای من تنها شبم تاریک نیست

اینجا بجز دوری تو چیزی به من نزدیک نیست...

هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم

آینده این خونه را با شمع روشن میکنم

دنیای این روزای من هم قد تنپوشم شده...

اینقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده!!!

دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده

تنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 14:56  توسط مردي از آريا  | 

 

بنام خالق خلق

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد

بیایید همگی


یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخوردنگاهی نکنم که دل کسی بلرزد


خطی ننویسم که آزار دهد کسی را

یادم باشد که روز و روزگار خوش است و تنها دل ما ، دل نیست

یادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر ، و جواب دورنگی را با کمتر از صداقت ندهم

یادم باشد در برابر فریادها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور بپاشم

یادم باشد از چشمه ، درس خوش بگیرم و از آسمان درس پاک زیستن

یادم باشد سنگ خیلی تنهاست ...

یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند

یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام 

 نه برای تکرار اشتباهات گذشتگان

یادم باشد زندگی زندگی را دوست دارم

یادم باشد هرگاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی

قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم

یادم باشد می توان با گوش سیردن به آواز شبانه دوره گردی که از سازش عشق می بارد

به اسرار عشق پی برد و زنده شد

یادم باشد معجزه قاصدکها را باور داشته باشم

یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست دل خودش باز می شود

یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم

یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم

یادم باشد از بچه ها می توان خیلی چیزها آموخت

یادم باشد پاکی کودکیم را از دست ندهم

یادم باشد زمان ، بهترین استاد است

یادم باشد قبل از هرکار با انگشت به پیشانیم بزنم تا بعدا با مشت برفرقم نکوبم

یادم باشد با کسی آنقدر صمیمی نشوم شاید روزی دشمنم شود

یادم باشد با کسی دشمنی نکنم شاید روزی دوستم شود

یادم باشد قلب کسی را نشکنم

یادم باشد زندگی ارزش غصه خوردن ندارد

یادم باشد پلهای پشت سرم را ویران نکنم

یادم باشد امید را از او نگیرم شاید تنها چیزیست که دارد

یادم باشد که عشق کیمیای زندگیست

یادم باشد که آدمها همه ارزشمند اند و همه می توانند مهربان و دلسوز باشند

یادم باشد زنده ام و اشرف مخلوقات

بیایید همگی یادمان باشد و به هم یادآوری کنیم

گروه هنری مردان آریا

www.ariamans.ir

به زودی زود 

 منتظر فعالیت اجتماعی ما باشید

درپناه خالق یکتا و سرشار از عشق و محبت ، رحم کننده ترین رحم کنندگان

علیرضا علیزاده

یا حق

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 13:26  توسط مردي از آريا  | 

به نام خدا

بعد از مدتها تونستم دوباره اين وبلاگ پر خاطره رو به روز كنم . از عليرضا عزيز استاد خودم مدير گروه تشكر ميكنم بعضي موقع ها عصبي ميشم آخه مگه ميشه استاد يك سال از من كوچكتر بشه . نامرد تو كلاس خيلي به من گير ميده . خانوم معلم رسپيناي عزيز خواهش مي كنم اين شاگردت رو يكمي درستش كن بابا يك دونه طرح كم تر زدم نامرد من و از كلاس انداخت بيرون !!!!

راستي ورود آقا كوروش رو به گروه تبريك عرض مي كنم اميدوارم روز هاي خوبي رو با ما سپري كند در ضمن اين درسته كه وبلاگ نويسنده زيادي داره ولي انتظار نداشته باشيد كه همه مطلب بنويسند چون گروه ما خارج از اينترنت فعاليت مي كنه . خوب زياد حرف نميزنم فقط اومدم بگم چند روز پيش متوجه شدم استاد ايرج حنت عطايي با سلطان پاپ ايران آقاي داريوش اقبالي قرار موسيقي رو اجرا كنند براي آقايون لباس شخصي كه در تهران جوانان عزيز كشورمان را پرپر مي كنند به همين دليل بهتر ديدم اين شعر رو همراه با بيوگرافي استاد ايرج جنت عطايي بنويسم

يك چيز ديگه انشا الله در وبلاگ فعاليت هاي ديگه اي خواهيم داشت مثل ساخت قالب وبلاگ كه آقا هادي گل آماده سازي مي كنند و كارت پستال براي شما دوستان طراحي خواهيم كرد . استادمان عليرضا هم سرشون شلوغ شد اميدوارم دومين نمايشگاه خودش رو با بهترين كيفيت برگزار كنه براش دعا كنيد

تو به خود نگاه مي كني ، آينه سياه مي كني
پرده بر ترانه مي كشي ، پنجره تباه مي كني
من ستاره آه مي كشم ، دست روي ماه مي كشم
نوازش نسيم مي كنم ، روي شب نگاه مي كشم
ميعاد گاه ما انسان و آبادي ، تاريخ و آينده ميدان آزادي
تو با گلوله ، من با گل
تو با شليك ، من با آواز
تو زرد نفرت ، كبود كين
من سرخ عشق و سبز پرواز
كسب تو قتل گل و شبنم ، اعدام باد و نور و دريا
كار من كشت چراق دف ، سيماي رنگ و رعش و رويا
ميعادگاه ما انسان و آبادي ، تاريخ و آينده ميدان آزادي

ترانه سرا : ایرج جنت عطایی

خواننده : دارویوش اقبالی

خدانگهدار (مسعود زارعی)

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 19:32  توسط .:مسعود:. 

 

 

به نام خداي بخشنده مهربان

با بمب هسته اي و موشك ثمين و باتوم و آب جوش من تسليم نخواهم شد
چراكه جهاد مولاعلي را مي شناسم

دوستان ، خواهران من برادارن من اين حكومت مثلا اسلامي پرده از چهرش برداشت
مشخص شد كه اين حكومت تابع دستورات مولاعلي نيست و راه سني را درپيش گرفته
چيزي كه سه سال ميخواهم بگويم ولي شك داشتم
حضرت علي مي فرمايد : اگر دشمن بي سلاح بود ما حق نداريم در
مقابل آن ها سلاحي داشته باشيم ، اين حكومت فاسد مثلا اسلامي در مقابل
 ما كه اعتقاد دارند دشمن اسلام هستيم با سلاح هموطنان عزيزمان را مثل گل پرپر مي كنند


حرکت از این بیش شتابان کنیم ولوله در ولوله باران کنیم

جنگل و شهر و ده و کوه و کــمــر از نفس خویش شکوفان کنیم

دانــۀ هــر گـل کـه تـو پـرپـر کـنـی باز بکاریم و دو چندان کنیم

پای بکوبیم و برآریـــــم دســـــت خنده زنان ترک سر و جان کنیم

روشن از ایمان به طلوعی قریب چوبۀ اعدام چراغان کنیم

دل چو به پیمان خدا داده ایــــــم سر گرو حرمت پیمان کنیم

تـا تو بدانی که چه ما می کنیـم هر چه تو گفتی نکنید آن کنیم

آتش پنهان درون، را بـــــــــــــرون از دل خاکستر ایـــــــــــــران کنیم

شعله بگیریم از این آتـــــــــش و مشعل تاریخ فروزان کنیم

باز بسازیم بنایی دگـــــــــــــــــر ساخته یی هر چه تو ویران کنیم

خواب و خیال خوشت آشفته ایم بیش از این نیز پریشان کنیم

می شنوی؟ این طپش طبل ماست باش و ببین تا که چه طوفان کنیم

حرکت از این بیش شتابان کنیم ولوله در ولوله باران کنیم

 

آری حرکت از این پیش شتابان کنیم

 

وبلاگ استاد داريوش اقبالي به روز شد

www.dariusheghbali.com

يا حق

عليرضا عليزاده

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 13:26  توسط مردي از آريا 

 

به نام خداي بخشنده و مهربان

درود بر پيامبر اعظم پيام آور حق

درود بر حيدر كرار پهلوان عالم

درود بر شاه شاهان كوروش بزرگ

و درود خداي يگانه بر منجي عالم آقا امام زمان

سلام بر دوستان


قرار نبود همچين پستي داشته باشم اما خوب باز هم پشيمان شدم از اين كه مي خواستم از سياست اين جيبوران اسلامي بگويم بهتره نفسم را كثيف نكنم  هماني باشم كه خدايم مي خواهد .
ولي چيزي كه برايم مهم است به مولايم علي (ع) توهين شده هم وطنانم  بي دليل كشته شده اند قبلا عقيده داشته ام با اين تطاهرات به جايي نخواهيم رسيد
چرا كه قبل از اين اتفاقات استاد عزيزم داريوش اقبالي هنرمند و فعال اجتماعي با هوشياري تمام موسيقي ساختند به نام شطرنج كه نشان مي دهد كه اكثر  حكومت ها ما رو بازي داده و مانند مهره شطرنج  هستند
و ما مردم فريب خورده هم بين سفيد و سياه اثير هستيم شديم سنگر گاه اين  شياطين  
و احساس مي كنم اين تظاهرات همگي بازي است ميان دو حكومتي چون آقاي ا.ح.م.د.ن.ژ.ا.د و ر.ف.س.ن.ج.ا.ن.ي
خواهش مي كنم با هيچ كدام نباشيد قصد اين ها ريختن خون مردم ايران است يادمان باشد ما ايراني هستيم نبايد با هم وطنانمان درگير بشيم
اين هم شعر زيباي شطرنج است البته تمامي هواداران استاد با هم همبستگي ايجاد كردند و آلبوم استاد رو به صورت اورجينال تهيه كردند  به همين دليل تصويري شطرنچ رو براي دانلود ميگذارم توسط وبلاگ خوب www.dariushline.blogfa.com  نگاه كنيد و متوجه شويد كه چگونه كيش و مات شديم اما رهبر من با اين آهنگ دنيا رو كيش و مات كرد

شطرنج
از پس پرده نگاه كن ، مثل شطرنج زمونه
هركسي مثل يه مهره توي اين بازي ميمونه
يكي مثل ما پياده يكي صد سال سواره
يه نفر خونه به دوش و يكي دو تا قلعه داره
يه طرف همه سياه و يه طرف همه سفيدن
روبه روي هم يه عمره مارو دارن بازي ميدن
اونا كه اول بازي توي خونه تو و من
پيش پاي اسب دشمن ، اون همه سربازو چيدن
ببين امروزم تو بازي ميون شاه و وزيرن
هنوزم بدون حركت پشت ما سنگر مي گيرن
تاج و تخت شاه ديروز در قلعشون نميشه
به خيالشون كه اين تاج سرشون تا هميشه
يادشون رفته كه اون شاه كه به صد مهره نمي باخت
تاج و از سرش تو ميدون لشكر پياده انداخت
اون كه مارو بازي ميده
اونه كه مهره رو چيده
اون كه نه شاه نه سرباز
نه سياه نه سفيده
از پس پرده نگاه كن

دانلود تصويري شطرنج

 

اما اگر سكوت كنيم خون هم وطنانمان پايمال مي شود . اين حكومت فاسد مثلا اسلامي از بين خواهد رفت به قول استادم (اگر درخت كج روييد بنگر به زمين ناهموار) حضرت علي مي فرمايد تمامي حكومت ها از بين خواهد رفت جز حكومت حضرت مهدي (ع) ياران علي (ع) شيعگان ايراني ، زرتشتيان از هر گروه هر نژاد دست اندر دست هم بايد داد ، فارق از هر زنده باد و مرده بادسر به راه مملكت بايد نهاد ، مام و ميهن عاشق صلح و صفا است
ياران ايران زمين امروز جنگ ما با جهان است جنگ با كساني كه مانند مهره شطرنج بازي دادند ديگر نه سفيد هستيم و نه سياه دنيا بداند ايران زمين سرزميني است الهي كه هيچ وقت در هيچ زماني از نقشه جهاني پاك نخواهد شد اينجا الهي زمين است .
آمريكايي ها و انگليسي ها و ... هم نمي توانند از اين ناهنجاري ها استفاده كنند به كشورمان آسيب برسانند

ياران ايران زمين بياييم از شعار بگذريم و به شعور برسيم ، به ايرانم قسم كه خداي يگانه با ماست او با مردم است نه رشوه گير است نه عرب پرست و نه ظالم و نه نژاد پرست ، سربازان امام زمان ما هستيم نه رشوه گيران و فاسدان اين مرزو بوم فرزندان كوروش ما هستيم نه آن كساني كه درآن ور كره خاكي نشسته اند پشت دوربين مانند مترسك ما را حمايت مي كنند ، ياران علي ما هستيم نه آن اشخاصي كه برادرانشان را بخاطره يك مشت پول كثيف به خاطره سلطنت مي كشند
برخيزيد ياران ايران در سايه دار است ، برخيزيد كه سي مرغ در راه است ، برخيزيد تابفهمند فرق مردان ايران زمين با اغتشاش گران را
نامرد ها خيال مي كنند ما احمق هستيم بارها و بارها ديده ام در اين ناهنجاري بسيجيها شهر را به آشوب كشيدند و بعد ما را مجرم ميدانند بسيج هم بسيجيان قديم كه به  ناموس مردم غيرت داشتند اما حالا چه شده اند ... ازرائيل مردم

يا علي قسمت مي دهم به آن سينه و زنجيري كه براي فرزند پاكت زدم از حق مان نگذر       
جواب جناب آقاي دكتر ا.ح.م.د.ي.ن.ژ.ا.د رو توسط شخصي در قسمت نظرات داده ام
در اين چند روز مواظب خودتان باشيد از تمامي دوستان پوزش ميخواهم كه انقدر ساده  و سريح سخنم را گفتم و از دوستان تقاضا دارم به قسمت ادامه مطلب رجوع کنند استاد داریوش اقبالی در پاریس قیام کردند
در پناه مولا علي
يا حق

    عليرضا عليزاده    

      

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 16:0  توسط مردي از آريا  | 


سپاس

فراوان به پروردگارم كه اقيانوس بي كراني از

زيبايي هااست و هر انساني به قدر و همت و خواست

خويش از آن بهره مند مي شود

سپاس

روزي نيست كه من آن را بدون انديشه خداوند سپري كنم . حتي مي توانم بگويم از انديشيدن

نيز فراتر مي روم و دربيشتر اوقات بيداري ام حضور خداوند را لمس مي كنم (البته بايد به خودم

بگويم كي ميخوابم) اين حالت من در حقيقت احساس سرشار از رضايت و خرسندي است .

من آرامش معنوي را در زندگي ام شناخته ام و به دليل دستيابي به اين درجه (خدا را شاكرم)

از دانش و آگاهي هيچ يك از نگراني ها ، مشكلات ، موفقيت ها ، مال اندوزي هاي بي ارزش

البته در زندگي خودم اهميتي ندارد .

هنگامي كه موفقيت و آرامش را احساس مي كنيد ، مي خواهيد آن آرامش و عشق را گسترش

دهيد و انسان هاي ديگر را نيز از آن بهره مند سازيد . وجود خشونت ، تنفر ، غرض ورزي و پيش

داوري در دنياي امروز ما نشان مي دهد كه براي رسيدن به دنياي سرشار از آرامش دروني و

بيروني ، راهي بسيار طولاني در پيش داريم ، ولي با لطف و بركت پروردگار يكتا ، با كمك ياران

و شما دوستان خيلي زود به پايان راه خواهيم رسيد البته بايد اين را بخواهيم چرا كه بايد با روحيه

سالم و رواني باز به آزادي دست پيدا كنيم (به اميد خدا)

دوستان من باور كنيد من اصلا شخص سياسي نيستم و اين كار من ربطي به هيچ سياست

و هيچ حزبي ندارد به قول استادم داريوش اقبالي ما دوست داريم جلوي ناهنجاري ها رو بگيرم

و اميدوارم ديگر هيچ داستاني در مورد من ساخته نشود .

البته درسته يك بار به علت شعار دادان عليه رژيم دستگير شدم ولي آنقدر چيز مهمي نبود

كه يكي از دوستانم در واقع دشمن گروهمون در وبلاگ در مورد من افسانه ساخت و اكثر شما

باور كردين كه من در زندانم ولي نميدانم چرا به اين فكر نكردين كه من متولد 1368در آن زمان

سن من 17 بودچطور و چگونه من رو به اوين بردن . اين دوست ما ميخواست ناهنجاري ايجاد

كنه و كلي دروغ سر هم كرد و مار و بزرگ كرد و يكواره ريزم كرد ولي خوب ما هم خدايي در بالاي

سرمان داريم .من دوست دارم به كمك يارانم و شما دوستان از حقيقت بگويم نه دروغي سرهم

كنم و نه خودمرو افسانه كنم ، فقط مسلمانم و آريايي و به اين خاك مقدسم ايران عشق

مي ورزم و دوست دارم بسازمش اگر چه با خشت جان خويش

دوستان مردان آريا تصميم گرفتند كه در اين وبلاگ كتابخانه اي را ايجاد كنند تا تمامي سروران

حاضر بتوانند از آن استفادهكنند و به احتمال زياد اتاق ( كتابخانه و مسابقه و ... ) تا چند روز

ديگر راه اندازي خواهد شد البته ميتوانيد به قسمت ادامه مطلب رجوع كنيد و هرچند در حال

آماده سازي است ولي تعداي از ليست كتاب ها را در آنجا نوشته اند . و دوست بزرگواري اگر

به كتابي احتياج دارد ولي دور از دسترس است ميتواند به صورت خصوصي نام كتاب را به ما

بدهد و ما هم سعي ميكنيم كتاب را به دست دوستان برسانيم . اميدوارم بتوانيم بيشتر به

شما سروران خدمت كنيم چرا كه بالاترين عبادت خدمت به خلق است


با آرزويي جاويد براي تك تك شما

يا حق

عليرضا عليزاده

از تمامي دوستانم خواهشمندم كه اگر نامردي از طرف من شماره همراهم را برايتان در قسمت
نظرات داد پاكش كنيد به خداونديه خدا من اهل چنين كارهايي نيستم


كتابخانه مردان آريا


www.ariamans-book.blogfa.com




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 1:12  توسط مردي از آريا  | 

بنام خداي بزرگ



فوت ناگهاني آيت الله بهجت را به تمام شيعگان تسليت عرض ميكنم

اميد به آزادي ايران زمين از دست ضحاك پير

يا علي



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 0:12  توسط مردي از آريا 

 

بنام خداي جان و خرد

درود بر پیامبر اعظم پیام آور حق درود بر حیدر کرار پهلوان عالم

درود بر شاه شاهان کوروش بزرگ

درود خدا بر تمامی انسان دوستان و آزاد اندیش

آمديم.ولي با کوله باري از غم و غصه ، با ايراني مه آلود با جهاني پر از ظلم و ستم . به قول استاد داريوش اقبالي همه جا سايه وحشت همه جا چکمه ظلمت ، گلوي هر غناري را بريدن از سر نفرت من (عليرضا) و مسعود و محمد و يکي از دوستان خوب و يا بهتر بگم استاد عزيزم سلطان به اين فکر افتاديم فعاليتمان را آغاز کنيم به قول معروف گذشته ها گذشته به فکر آينده باش .

خوب ميدونيد طاقت دوري هيچ کدام از شما دوستان رو ندارم شما دوستاني که در دردورنج من سهيم بودين در همه جا در همه مشکلات يار من بودين حمايت کردين به من اميد دادين ، هرچند انجمن شاعران مرده نامي بدخاطره براي ما بود ولي هنوز نام آن در قلبهاي ما و طرفدارانش جاري است ولي اين بار با قدرت آمديم مردان آريا .آري مرداني شکست ناپذير مرداني از فرزند کوروش و از ياران علي  (ع)با لطف خدا فعاليت سنگيني رو شروع کرديم انشا ا... وقتي كارمان شروع شود از همه چيز آگاه ميشويد . خيالتان راحت قالب وبلاگ در حال ساخت . هردوست بزرگواري که بخواهد ميتواند عضو مردان آريا شود . اگر خداي متعال عمري برايمان باقي بگذارد هر يک ماه در اين وبلاگ مسابقه خواهيم داشت و به شخص برنده جايزه اي نه چندان در سطح دوستان با همراه کارت پستال به عنوان يادگاري از مردان اريا هديه خواهيم داد . اگر دوست داريد با ما همرا بشيد        پس بسم ا...

اين هم لوگوي ما

در پناه حق

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 14:55  توسط مردي از آريا  | 


بنام او ...

از تمامي دوستان بزرگوار تقاضاي بخشش ميکنم بابت مشکلاتي که در انجمن پيش آمده ما ميتونستيم
يکي از بهترين وبلاگ هاي ايران را داشته باشيم ولي خوب نزاشتند . ئلي ما هيچ وقت شکست نميخوريم
چون يک مسلمان آريايي ام .
وبلاگمان حدود 22 نويسنده عضو کرده بود ولي بايد از اين دوستان معذرت خواهي کنم
به دليل بسته شدن وبلاگ . ولي الآن وبلاگي دارم که به سختي پاش نشسته ام و ميخواهم
حرفام رو بزنم واقعا باعث افتخار من که به اين وبلاگهايم سر بزنيد
همه شما ها لينک کردم . خيلي دوستان دارم از مهدي جادوگر و رسپينا عزيز گرقته تا چيستا و مهندس شيعه و ميثم همرنگ . اميدوارم هرجا که هستيد موفق باشيد
حتما به اين وبلاگهايم سربزنيد

www.dariushzero.blogfa.com گوهر خویش را هویدا کن کمال این است و بس
 آری من فرزند کوروش از یاران علی www.koorosh-ali.blogfa.com
 قاتل شیطان www.ghatel-sheytan.blogfa.com

خيلي دوستان دارم . اين وبلاگ کلي براي من خاطره داره پس تا زنده هستم اين وبلاگ هم هست به خداي بزرگ ميسپارمتان

یا علی



رضا جان اینم عکسی که خودم برای استاد طراحی کردم







رسپینا جان نگاه کن ببین استاد چه طرفدارایی داره دلت بسوزه (شوخی کردم) امسال هم شد بهترین
خواننده در یونیسکو




+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 14:40  توسط مردي از آريا  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 23:30  توسط مردي از آريا  | 

 

بنام خداي يکتاي عشق

درود بر دوستان ايران زمين

بلخره دوباره دور هم جمع شديم ميخواهيم در اين وبلاگ دوباره از نو کار مان را آغاز کنيم ولي اين دفعه با قدرت اين يک شعار نيست شعور است که از استادمان داريوش اقبالي پند گرفتيم فعلا برادرمان عليرضا سرشان شلوغ و درحال انجام دادن کار هاي استاد داريوش اقبالي هست از قرار معلوم داريوش نامه اي براي ايرانيان نوشته که در مورد بی جهت شعار دادان عليه دولت ، اميدوارم عليرضا هرچه زودتر به جمع ما بپيونده و ما هم با خيال آسوده کارمان رو انجام بدهيم  و اما ...
در وبلاگ انجمن شاعران مرده از موضوعاتي چون

شعر های عاشقانه ، شاعران ایران باستان ، شاعران معاصر ایران ، شاعران اروپا ، زندگی نامه بزرگان ایران ، موسیقی ها ایرانی ، موسیقی های خارجی  ، ادبیات کهن ایران ، تاریخ ایران قبل و بعد اسلام ، عکسهای عاشقانه ، پیامهای آرامش بخش ، پیام های انجمن شاعران مرده ، و سینما و نقد فیلم

که در سمت بنر سمت راست وبلاگ آنها نوشته ایم بهرمند خواهید شد
و به لطف يزدان از هفته بعد کارمان شروع خواهد شد
همه ی شما دوستان بزرگوار را به  خداي بزرگ ميسپارم
در پناه حق
محمد و مسعود

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 1:41  توسط مردي از آريا  | 

 

بنام او ...

درود بر تمام ایرانیان عزیز
خدا را شاکرم بعد از مدت ها دوباره با دوستان دور هم جمع شديم و دوباره
وبلاگ را سرو سامان بدهيم
و به اميد ياور حق کار فرهنگيمان را آغاز کنيم
منتظر باشيد
پشيمان نخواهيد شد

راستی ما به دنبال یک قالب زیبا و مشکی با بنر دوطرفه برای وبلاگمان میگردیم اگر سراغ دارید از ما دریغ نفرمایید حتما جبران خواهیم کرد

در پناه حق
مردان اريا

محمد ، مسعود ، عليرضا

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 22:25  توسط مردي از آريا  | 

 

 

بنام او ...

 

درود بر دوستان خودم

نمیدونم چی بگم چند روز پیش متوجه شدم گه رسپینا دوست عزیزمان گم شده یا شاید هم از منزل فرار کرده این و دیگه خودش میدونه و خدای خودش تو وبلاگش حتی گفتم اگه مشکلی داشته از خودش فرار کرده نه از خونه امیدوارم هرچه زود تر پیداش بشه امید به آن روز ...

 سال صفر چیست (نقد و برسی)

لطفا روی قسمت ادامه مطلب کلیک کیند

نویسنده : علیرضا علیزاده

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 19:13  توسط مردي از آريا  | 

 

درود بر دوستان ایران زمین


آروم آروم به سال 2008 نزدیک میشیم سالی که به احتمال زیاد مشکلاتی را باخودش خواهد آورد یادمه سال 2000همه در حال جشن بودند مثلا لیلافروهر و سیاوش قمیشی برای سال 2000شعرهای شادی خونده بودند اما در میان تمام این ها شخصی بلند شد گفت :سال سقوط ,سال فرار سال گريز و انتظارعصر شكفتن فلز سال سياه دو هزار اون شخص کسی نبود جز داریوش اقبالی،البته من اول از این کار خوشم نیومده بود گفتم چرا وقتی همه در حال شادی هستندشخصی دوباره غم رو به مردم بازمیگردونه ولی الان مفهمم که بنده خدا چی میگفت

سال سقوط ,سال فرار
سال گريز و انتظار
عصر شكفتن فلز
سال سياه دو هزار
سال سقوط عاطفه
تا بي نهايت زير صفر
نهايت معراج ذهن
انديشه ي تفسير صفر
تو ذهن ماشينهاي سرد
معناي عشق و احتياج
روي نوار حافظه
يعني يه درد بي علاج
سال به بن بست رسيدن
پنجه به ديوار كشيدن
از معنويت گم شدن
تن به غريزه بخشيدن
قبيله يعني يه نفر
هم خوني معنا نداره
همبستگي خوابيه كه
تعبير فردا نداره
سال سقوط , سال فرار
سال گريز و انتظار
پاييز تلخ و بي بهار
سال سياه دو هزار
سالي كه خون تو رگها نيست
قلب فلزي تو سينه است
وقتي كه تفسير زمان
شكستگيه آيينه است
قبيله يعني يه نفر
هم خوني معنا نداره
همبستگي خوابيه كه
تعبير فردا نداره
تو اون روزايي كه مياد
كسي به فكر كسي نيست
هركي به فكر خودشه
به فكر فرياد رسي نيست
همه به هم بي اعتنا
حتي به مرگ هم ديگه
كسي اگه كمك بخواد
كي ميدونه اون چي ميگه
توي كتاباي لغت
سفيده برگا هميشه
نه دشمني نه دوستي
هيچي نوشته نميشه
اين ناگزيره واسه ما
سير صعودي تا سقوط
هميشه قصه ي صدا
تمومه با حرف سكوت
وقتي كه آيينه ي عشق
سياه بشه زير غبار
وقت طلوع فاجعه است
مي رسه سال
دو هزار

این هم از شعر سال 2000، اما مطلب من در این مورد نیست این بار شعری را میخواهم در این وبلاگ بنویسم
که در مورد سال 2008 یا 2009 میباشد . سالی که انسان حق را فراموش کرده و خودپرستیو مرده پرستی را
افزایش میدهد.این سال سالی نیست جز (سال صفر)بله درست خونید سالی که با احتمال زیاد در اواخر 2008 بازهم باصدای داریوش اقبالی به دست مردم خواهد رسید.خدایی خیلی دوستش دارم آخر خواننده است.امیدوارم از شعری که در پایین وبلاگ نوشته ام لذت ببرید و در آخر هم بگم در مطلب های آینده به امید حضرت دوست در مورد شعر سال صفر نقد و بررسی خواهیم کرد.راستی من آهنگ سال 2000 را دارم اگر کسی خواست بگوید تا ما لینک دانلود را در وبلاگ بگذارم.اما متاسفانه سال صفر هنوز منتشر نشده ولی چون من زیاد تو کار داریوش فضولی میکنم تونستم آهنگ تمیرنیشو ازش بگیرم اگه خواستید اون رو هم برای دانلود میگذارم

 

سال صفر

زمان بي زماني است
رجعت ثانيه شمار
شعله وراز تقويم هاست
حريق سال دوهزار

در همه جاي کهکشان
چه مانده از زمين نشان
سياره اي سرد و سياه
در ناکجاي آسمان

بعد از حريق و انفجار
فرونشستن غبار
به سال صفر مي رسيم
درپي سال دوهزار

در بي زماني زمين
انسان به پايان مي رسد
جاي رسيدن به خدا
به ذات حيوان مي رسد

يدر بي زميني زمان
دربي زماني زمين
به صفر رجعت کرده ايم
از اوج انسان تا جنين

از هيچ مطلق از عدم
از بي نهايت زير صفر
از آن سوي سال سقوط
تا عصر بي تدبير صفر

يک نقطه از خط عدم
از قطره ها آمده ايم
رسيده تا عرش خدا
سر به ستاره زده ايم

روييده بر خاک عدم
خاکستر ويرانه ها
افتاده دور از اصل خويش
تنها ترين دانه ها

روييده بر آوار خويش
هر لحظه در تکرار خويش
يک نقطه ما بين دو مرگ
در گردش پرگار خويش

از صفر مطلق آمده
تا بي نهايت مي رويم
اما به بيراهه ي تن
به صر مطلق مي رسيم

راهي اوج قله ايم
قله بهانه ساز ماست
اما نهايت سفر
نهايت نياز ماست

حريص اوج خواستنيم
جرات گفتن نداريم
واسه عبور از پل تن
پاي گذشتن نداريم

به فکر تسخير فضا
آتش به خاک مي زنيم
اين پل پشت سر ماست
که بي خبر مي شکنيم

از صفر تا سال سقوط
رفتيم دنبال سقوط
پروازمان کوتاه بود
پرواز بر بال سقوط

رها شدن در چاه تن
تقدير آدم نيست
اما تنها غير از همين معنا
تفسير آدم نيست

پیام انجمن

بلخره با کمک دوستان وبلاگ کتابهای الکترونیکی را راه اندازی کردیم دوستان اگر خواستند در وبلاگ جدید بگویند تا ما وبلاگشان را لینک کنیم راستی در وبلاگ کتاب استاد مولانا را گذاشته ایم اگه دوست داشتید دانلود کنید

کتابهای الکترونیکی (وبلاگ جدیدمان)

یا حق

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 18:15  توسط مردي از آريا  |