تبليغاتX
انجمن شاعران مرده
ساعت

پيوند ها

شازده کوچولو
حرفهای کوچولو برای ...
پرنده پریدنی
وبلاگ نفس بریده
عشق افلاطونی
من او ندارم
سکوتی بلندتراز فر یاد
آوای دل من
اندوه بی تو بودن
پگاه (آموزش شیرینی و... قبول سفارشات)
نیروی زندگی ( پگاه )
سکوت سربی
مدرسه ی علوم ماورا
انگار قسمتم ز جهان عاشقی نبود
قلب عاشق من
داستان من و تو
با تو ولی تنها
مجمع نوازندگان ناقوس مرگ
هر جا سخن از بهترین هاست نام فرزاد حسنی می درخشد
شبهاي مهتابي
كلبه تنهايي ما سراسر غم است
اشك هاي آسمان
او مثل هيچ كس نيست
روانشناسي-مشاوره خانواده
خسته از غبار جاده
سهمي از امتداد سنجاقك ها
كلوپ شادي
دختري از تبار خورشيد
افكار من
براي چشم خاموشت
از آلامتو-كشور طلوع خورشيد
تر-از سكوتم اشك سرد شب
مجمع الچرنديات
گروه ژابيز
داریوش آريا
دانشجویان دانشگاه خیام
نوشته هاس یک مهندس شیعه
بانک مرجع و سرگرمی
بهار در خزان
.:::غزاله1372:::.
شعر(مجید)
دست نوشته های یک انسان تنها
گالري قالب وبلاگ
نرم افزار و بازي موبايل
انجمن آموزشي و تفريحي


جستجو





در كل اينترنت
در اين سايت

نظرسنجي
جاي كد نظرسنجي
لوگو دوستان


لوگو دوستان

قاتل شيطان قسمت دوم


 

فيلم نامه قاتل شيطان ۲

تلفن آرش زنگ ميخورد . آرش گوشي را بر ميدارد

آرش ـ بله

آرش كمي به صحبتهاي تلفن گوش ميكند

آرش (با ناراحتي) ـ الان ميام

اتوبان

پليسهاي زيادي به عنوان نگهبان براي منطقه ممنوعه ايستاده بودند . آرش بالاي سر جسد ايستاده

و بهنام به آرش نگاه ميكند

بهنام ـ رئيس اين پرونده خيلي داره طول ميكشه ، ما سومين گروه هستيم

آرش ـ ميدونم ـ (با كمي مكس) ـ مطمئن باش گيرش مياريم

بهنام ـ اميدوارم

خانم دكتر اسفندياري به طرف آرش مي آيد

اسفندياري ـ مثل اين كه مجبورم با تو حرف بزنم

آرش ـ بعضي وقتها به هوش و ذكاوتت حسوديم ميشه

اسفندياري (با عصبانيت) ـ بازم ميخواي شروع کنيم

آرش ـ ولش کن بابا حرفت رو بزن

اسفندياري ـ حرفم رو محل کارم ميزنم

اسفندياري با عصبانيت محل را ترک ميکند

آرش ـ مسخره

پزشک قانوني

آرش در اتاق منتظر دکتر اسفندياري بود . حوصله آرش سر رفته بود . دکتر وارد اتاق ميشود .

آرش ـ چه عجب

اسفندياري ـ نميدونستم بايد از شما اجازه بگيرم

درحالي که دکتر به سمت پشت ميز ميرود آرش با عصبانيت به دکتر نگاه ميکند . اسفندياري روي صندلي

مينشيند

اسفندياري ـ بنشين

آرش ـ راحتم

اسفندياري ـ من ناراحتم

آرش روي صندلي مينشيند

اسفندياري ـ حالا چرا پرونده رو دادن به تو ؟

آرش ـ اول اين که تو نه شما . دوم اين که به شما مربوط نميشه . سوم اين که تفرقه نرو زود حرفت رو بزن

اسفندياري (با کمي لبخند) ـ آرش ...

آرش ـ آرش نه جناب ...

اسفندياري ـ بله کاراگاه ، نميدونم از اين قتل ها چه اطلاعاتي داري . ولي اين رو بدون هر قتلي بوده مثل

هم بوده

آرش ـ يعني چي ؟

اسفندياري ـ اول بهشون تجاوز شده . بعد با يک سيم شکنجه ديدن و ...

آرش ـ حتما اکثرشون هم دختراي فاسد بودند

اسفندياري ـ اکثراْ که نه ... همشون . بعضي هاشون هم ايدز داشتند

آرش ـ پس قاتل ...

تلفن آرش زنگ ميخورد . آرش جواب ميدهد

آرش ـ بله

تلفن ـ به جايي رسيدي يا نه ؟

آرش کمي به اسفندياري نگاه ميکند و به بيرون ميرود

آرش ـ اين کارايي که ميکني چه مفهومي رو داره ؟

تلفن ـ گفتم به جايي رسيدي يا نه ؟

آرش ـ نخير . نرسيدم

تلفن ـ خيلي ضعيفي ...

تلفن قطع ميشود

آرش ـ الو ... الو ...

آرش با عصبانيت تلفن را قطع ميکند و وارد اتاق ميشود

اسفندياري ـ کي بود ؟

آرش ـ هيچ کي . با من کاري نداري

اسفندياري ـ چرا بيا اين کاغذ رو بگير . قاتل رو پيشوني هر مقتولي اين علامت رو ميزاره

آرش به کاغذ نگاهي مي اندازد

اسفندياري ـ به نظر تو چه مفهومي داره ؟

آرش ـ نميدونم . مشکلي نيست پيشم باشه ؟

اسفندياري ـ نه مشکلي نيست

آرش ـ فعلا خدا حافظ

آرش در حال خارج شدن از اتاق است که اسفندياري ميگويد

اسفندياري ـ آرش

آرش ـ بله

اسفندياري ـ بابت اون روز ازت معذرت خواهي ميکنم . باهات تند برخورد کردم

آرش ـ مشکلي نيست

آرش تا ميخواهد از اتاق خارج شود اسفندياري ميگويد

اسفندياري ـ آرش

آرش ـ ديگه چيه ؟

اسفندياري (انگشتش را به آرش نشان ميدهد) ـ من هنوز حلقه رو نگه داشتم

آرش ـ منم هنوز فراموشت نکردم

اسفندياري کمي لبخند ميزند . آرش از اتاق خارج ميشود

خيابان

آرش در خيابان که پر از برف بود به سمت ماشين ميرود . آرش سوازر ماشين ميشود . ماشين به حرکت

در مي آيد . آرش در حال رانندگي به اطراف خيابان نگاه ميکند . ناگهان تو يکي از پسکوچه اي سايه اي

از شخصي را ميبيند كه دختري را به طرف خودش ميكشاند . آرش سريع مي ايستد و از ماشين خارج

ميشود و به سرعت به طرف پس کوچه ميرود . در پس کوچه پسري در حال آزار و اذيت دختري است

آرش (با عصبانيت) ـ مرتيکه ي احمق

آرش سريع به دنبال شخص متجاوز ميرود . مرد متجاوز تا آرش را ميبيند پا به فرار ميگذارد . آرش اسلحه

را در مي آورد و تا مي خواهد بدود مچ پايش ميگيرد و نميتواند دنبال کند . آرش مي ايستد آهي ميکشد

آرش به طرف دختر ميرود

آرش ـ آخه یک دختر تنها ، اين موقع شب ، اين جا چيكار ميكنه ؟

دختر در حال پاك كردن اشكهاي روي صورتش است

دختر ـ كار من همينه

آرش  ـ پس چرا داد و بيداد ميكردي ؟

دختر ـ من و مفت و مجاني ميخواست

اين حرف آرش را خيلي عصباني ميكند . انگار كه دنيا را رو سرش خراب كرده اند . آرش سرش را پايين

مي اندازد و به طرف ماشين ميرود .

دختر _ از من خوشت نيومد ؟

آرش با چهره اي پر از غم به او نگاه ميكند و محلش نميگذارد و به طرف ماشين ميرود و با ناراحتي داخل

ماشين ميشود . آرش دستش را روي صورتش ميگذارد و رانندگي ميكند . تلفن زنگ ميزند

آرش (باعصبانيت) _ بنال

تلفن _ ادب نداري

آرش (باعصبانيت) _ ببين كثافت ... تا گيرت نيارم اين دنيا رو ول نميكنم

تلفن _ به كجا چنين شتابان ... هه ... هه ...

تلفن قطع ميشود آرش گوشي را رو داشبورد مي اندازد و به راه خودش ادامه ميدهد

خانه آرش

آرش وارد خانه ميشود . خانه تاريك بود . آرش به طرف آشپز خانه ميرود . قاتل در خانه آرش بود . يك

لحظه پاي قاتل به ميز تلفن ميخورد و ميز مي افتد . آرش در آشپزخانه در حال درست كردن قهوه بود كه

با صداي افتادن تلفن خيال ميكند ستاره هنوز بيدار است

آرش ـ تو كه هنوز بيداري

صدايي نمي آيد . آرش با تعجب به بيرون از آشپزخانه نگاه ميكند

آرش ـ ستاره

آرش بعد از چند لحظه اسلحه را از پشتش در مي آورد . و با آرامي به بيرون ميرود . ناگهان قاتل با لگد

اسلحه آرش را به طرفي پرتاب ميكند . آرش به ديوار برخورد ميكند . قاتل لگدي به شكم آرش ميزند .

آرش بر روي زمين مي افتد . قاتل با لباسي مشكي و ماسكي سفيد رو به روي آرش ايستاده است .

قاتل چاقو را از جيبش در مي آورد و به طرف آرش ميرود . آرش بلند ميشود . قاتل به طرف او حمله ور

ميشود . آرش با دست از خودش دفاع ميكند . آرش قاتل را به طرف كمد ميكوباند . قاتل با يك حركت

چاقو را به پهلوي آرش ميزند . آرش فريادي ميكشد . با زانو به شكم قاتل ميكوباند و كمد را روي قاتل

مي اندازد . آرش به زمين مي افتد و به سختي خودش را از روي زمين بلند مي كند . آرش گوشي را

از جيبش بر ميدارد و به اداره آگاهي زنگ ميزند.بهنام گوشي را برميدارد

بهنام ـ بله

آرش (به سختي صحبت ميكند) ـ بهنام زود خودتون رو بر...

بهنام ـ ...چي ؟

آرش ديگر نميتواند حرف بزند . گوشي از دستش مي افتد . قاتل به سختي خودش را نجات ميدهد

آرش درست بقل دست اسلحه بود . آرش اسلحه را بر ميدارد . قاتل پا به فرار ميگذارد . بدن آرش خيلي

درد ميكند . تمام بدنش ميلرزد . آرش نميتواند به سمت قاتل شليك كند . آرش يواش يواش بيهوش

ميشود

پايان قسمت دوم



+ | نويسنده : مردان آریا تاريخ : چهارشنبه یکم اسفند 1386 |


مطالب قبلي

روز بزرگ مرد ایران و جهان مسلمان را به تمامی شما دوستان تبریک عرض میکنم
زندگی فروغ فرخزاد
و باز هم یک قدرتی دیگر از استاد داریوش اقبالی
هر آدمي از آدميت دَم زند آدم نگردد ، گر از سخاوت دَم زند حاتم نگردد

ای معجزه خاموش یه حادثه روشن شو یه لحظه فقط یه آه همجنس شکفتن شو
داریوش اقبالی
تمام نا تمام من با تو تمام ميشود
آخرين آپ من با نام انجمن شاعران مرده
حکومت اسلامي ايران وارث معاويه است نه علي. کمي دقت کنيد
دغدغه علي تقسيم عادلانه بيت المال بود نه شکيات نماز. ای اشخاص روحانی چرا دین را منحرف کرده اید
آگاهان جامعه هر کدام با بهانه ايي در گوشه ايي خزيده اند. مهدي جان بهانه شان را نقش بر آب کن

رازقی پر پر شد آه در چله نشست تو به خاک افتادی کمر عشق شکست

رفيقان يك به يك رفتند
منم كه جنگلي بي زمين بودم به جرم كشف گل در اوين بودم .
اين منم
قاتل شيطان قسمت دوم
قاتل شيطان قسمت اول






منوي وبلاگ

خانه
ايميل من

Weblog RSS

موضوعات

شعر هاي عاشقانه
شاعران ايران باستان
شاعران معاصر ايران
شاعران اروپا
زندگی نامه بزرگان ایران
موسيقي هاي ايراني
موسيقي هاي خارجي
ادبيات کهن ايران
تاريخ ايران قبل از اسلام
عکسهاي عاشقانه
پيام هاي آرامش بخش
پیامهای انجمن
سینما و نقد فیلم

آرشيو ماهانه

هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته دوم دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386

پيوندهاي روزانه

آري منم فرزند كوروش از ياران علي
گرافيك آريا
آواز پري ها
DARIUSH ZERO
آرشيو پيوند ها

آمار وبلاگ

  

Google PageRank 
		Checker - Page Rank Calculator

free online visitor stat counter

کل بازديد ها :


Template translated by : GHALEBKADEH