|
طعم خيس اندوه , اتفاق افتاده ، يه اه خداحافظ ، يه فاجعه ساده
خالي شدم از رويا ، حسي منو از من برد
يه سايه شبيه من ، پشت پنجره پجمرد
***
اي معجزه خاموش ، يه حادثه روشن شو ، يه لحظه فقط يه اه همجنس شکفتن شو
از روزن اين کنجه خاکستري پر پر ، مشغول تماشاي ويرون شدن من شو
***
برگرد به برگرشتن از فاصله دورم کن
يه خاطره با من باش يه گريه غرورم کن
از گر گر بي رحمه اين تجربه من سوز
پرواز رهايي باش به ضيافته ديروز
***
به کوچه که پيوستي شهر است و لبا لب شد
لحظه اخر لحظه شب عاقبت شب شد
اغوش جهان رو به دلشوره شتابان بود
راهي شدنه حرفه نقطه چين پايان بود
***
اي معجزه خاموش ، يه حادثه روشن شو ، يه لحظه فقط يه اه همجنس شکفتن شو
از روزن اين کنجه خاکستري پر پر ، مشغول تماشاي ويرون شدن من شو
در وب سايت جديدي از ترانه جديد داريوش به نام معجزه ي خاموش صحبت شده بود. كه متن ترانه رو اول نوشتم.اين ترانه رابطه معنايي با ترانه ي هميشه غايب داريوش داره ولي يك تفاوت اينكه هميشه غايب ميگه يه نفر مي ياد كه من منتظر ديدنشم ولي اين ترانه داره ميگه ديگه مهلتي نمونده (يه حادثه روشن شو) " از خواب بلند شو (همجنس شكفتن شو) ما بايد درك كنيم كه داريوش از چيزي به نام ظهور داره حرف مي زنه مثل ترانه سال صفر ولي همه در خواب غفلت به سر مي بريم.
چرا تا جايي كه جا داره يك حرف رو گوش ميديد ولي چرا تا جايي كه صحبت از عمل هست پيش نمي ريد؟
داريوش اقبالي ميگه هميشه در مصاف مرگ نقاب از چهره مي افتد "و شخصيت بزرگتري به نام علي(ع) ميفرمايد تا وقتي كه بميريد زندگي مي كنيد ولي به فكر مرگتان نيستيد" و خداوند الله در كتاب قرآن مي فرمايد روز حسابرسي اي هم وجود دارد. اي كاش به اين حرفها كمي توجه مي كرديم يا لا اقل اين ها را فقط قاب مي گرفتيم.
*به بغض در نفس پيچيده سوگند
به گلهاي به خون غلطيده سوگند
به مادر سوگوار جاودانه
كه داغ نوجوانان ديده سوگند
خدايا حادثه در انتظار است
به هر سو باد وحشي در گذار است*
در رابطه با موضوع بالا جايز دانستم کلامي از دهان گوهربار مولايمان علي(ع) را ياد آورد شوم.
علي (ع): بسا لذتي که مرگ آدمي در همان است! دنيا مي فريبد، زيان مي رساند و شتابان مي گذرد خداوند متعال آن را نه براي اولياي خويش پاداشي قرار داده است و نه دشمنانش را کيفري! داستان دنياداران به داستان کاروانياني ماند که تا آهنگ فرود آمدن کنند، جلودارشان صلا کوچ سر در دهد و کوچ کنند!
+ | نويسنده : مردان آریا تاريخ : یکشنبه یازدهم فروردین 1387 |
|